خانه / سپاس / آبشار سپاس

آبشار سپاس

هدف نهایی سپاسگزاری، رسیدن به احساس سپاسگزاری است. احساس شاکرانه، رفتار شاکرانه می سازد و مجموع رفتارهای شاکرانه، زندگی شاکران خلق می‌کند.

شاکرانه زیستن یعنی داشتن آرامش و رضایت بیشتر. یعنی زیبا دیدن و زیبا ساختن زندگی برای خود و دیگران. شاکرانه زیستن یعنی اوقات دیگران را خراب نکردن بلکه ایجاد و خلق آرامش و صلح.

آبشار سپاس، بررسی و تحلیل فرایند سپاسگزاری است.

فرایند یعنی شیوه انجام کار. کلمه فرایند به یک کار مشخص و چارچوب دار اشاره دارد که روند و تعریف شفافی دارد. اگر بتوانیم برای سپاسگزاری یک مسیر مشخص تعریف کنیم می‌توانیم هر زمان اراده کنیم و مسیر چند مرحله‌ای را طی کنیم و هر بار به نتیجه مطلوب و یکسان برسیم.

پایان مشخص از خصوصیات یک فرآیند است. در فرایند سپاسگزاری پایان مشخص دست یابی به احساس سپاسگزاری است.

علت نامگذاری فرایند سپاسگزاری به آبشار، شباهت نمودار به شکل یک جریان مداوم متمایل به پایین است. بنابراین آبشار سپاس، یک نقطه آغاز و یک نقطه پایان دارد. بین دو نقطه دو مرحله وجود دارد و در مجموع فلوچارت سپاسگزاری فقط چهار مرحله دارد.

برای به خاطر سپاری بهتر چهار مرحله ی آبشار سپاس از حروف اول مراحل، کلمه کتاب را می‌سازیم.

تکنیک کتاب، بیانگر مراحل کشف، تمرکز، ادله و بودن است هر کدام از این مراحل با ذکر مثال توضیح داده خواهد شد.

فرآیند آبشاری سپاس از بالا به پایین حرکت می کند. چهار مرحله دارد که حرف اول چهار کلمه را به هم بچسبانیم کلمه ی “کتاب” ساخته می شود. برای رسیدن به احساس سپاسگزاری یا همان “بودن” از یک کشف شروع میکنیم .

به جریان انداختن آبشار سپاس با پیدا کردن یک مورد قابل سپاس ممکن می‌شود. کشف یک مورد قابل سپاس با کمی توجه امکان پذیر است. ما نیاز به یک ورودی برای ذهن داریم.

ورودی های ذهن ما شش مسیر شناخته شده دارند. پنج حس شامل بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه که معروف هستند به حواس پنجگانه. ذهن ما یک ورودی ششم هم دارد که فکر است. افکار موجود در ذهن می توانند افکار جدید بسازند و به عنوان ورودی ذهن به کار بروند.

سرفصلهای از موارد قابل سپاس که به عنوان راه انداز آبشار سپاس می توان استفاده کرد عبارتند از: داشته‌های مادی، سلامت جسم و روان، خدمات شهری، انسان‌ها، طبیعت، موفقیت، پول و ثروت، استعداد و توانمندی های مان، فناوری و تکنولوژی.

هر کدام این موارد، سرفصلی برای صدها و هزاران مورد قابل سپاسگزاری و توجه است. همین الان اولین چیزی را که می‌بینید در نظر بگیرید و آن را یک کشف بدانید.

کشف، ابداع و اختراع نیست. قرار نیست چیزی را بسازیم. کشف یا یافتار، به شناسایی چیزی می گویند که تا آن زمان وجود دارد اما هنوز ناشناخته مانده است. مثلاً کشف قاره آمریکا.

در فرایند سپاسگزاری، دنبال چیزهای غیر واقعی نیستیم. یک واقعیت را کشف می‌کنیم. چیزهایی که از قبل هم در زندگی وجود داشته اند اما زیر پرده بی‌توجهی پنهان بوده اند. ما پرده را کنار می زنیم و کشف حجاب می‌کنیم. حجاب یعنی پرده و پوشش. در مرحله کشف، کار ما این است که پرده و حجاب را از روی واقعیت زندگی برداریم و آن را آشکار کنیم. شاید پرده روی چشم ما قرار گرفته و ما را نابینا کرده.لازم است چشم ها را بشوییم و جور دیگر ببینیم. وقتی آشکار می کنیم یعنی شکر می‌کنیم. کلمه شکر به معنی آشکار کردن است و کفر یعنی پوشاندن. از کفر به معنی نادیده گرفتن و در حجاب و پوشش قرار دادن داشته ها به در آییم و شاکر باشیم.کاشف باشیم.

با کشف، سرچشمه آبشار سپاس را راه اندازی کردیم. جوشش اولیه سپاسگزاری با یک کشف شروع شد که می تواند هر چیزی باشد.

برای رسیدن از چشمه آبشار به آرامش دریاچه، دو مرحله را باید طی کنیم. این دو مرحله جریان مدام سپاسگزاری را تضمین می کند. تمرکز و ادله.

تمرکز، یعنی به جای از این شاخه به آن شاخه پریدن، در هر زمان تنها یک کار را انجام دهیم. مثلاً اگر می‌خواهیم آبشار سپاس را خوب یاد بگیریم در این زمان فقط کار یادگیری این تکنیک را انجام دهیم. وقتی روی یک موضوع یا فکر متمرکز می‌شویم، تمام افکار و احساسات نامربوط را از ذهن بیرون می کنیم.

برای اینکه بتوانیم بر موضوع کشف‌شده تمرکز کنیم و به تمامی از آن آگاهی پیدا کنیم لازم است موضوع مورد تمرکز را تعریف کنیم. تعریف یعنی شناساندن و آگاهی یافتن. تعریف انجام کاری است که موجب می شود یک شی یا یک موضوع در نظر کسی که به آن شی توجه دارد، روشن و مورد تصور قرار بگیرد.

در مرحله تمرکز، منظره را دیدنی میکنیم. منظره باید سزاوار تماشا باشد. ما در برابر موجودی زنده ایستاده ایم و در حال تماشا هستیم. شاید قبل از این حواسمان به این موضوع نبود اما الان تمام وجودمان در برابر یک شگفتی به تماشا ایستاده است.

آماده ورود به مرحله سوم هستیم. ذهنمان با تمرکز بر موضوع، تعریف خوبی از آن کسب کرده است.

مرحله سوم آبشار سپاس، ادله نام دارد. ادله یعنی دلایل.

دلایل متعدد بیاورید که چرا سپاسگزار موضوعی هستید که پیدا کردید. دلایل را پشت سر هم بیان کنید. چرا بابت وجود آن خوشحال و سپاسگذار هستید؟ سودمندی اش چیست؟ چه مزیتی دارد؟ چه چیزی را بهتر کرده است؟ بودنش چه فایده ای دارد؟ چه چیزش برای شما جالب است؟ شگفت انگیزی اش در چیست؟ از کجا آمده است؟ عوامل دخیل در ایجادش چه چیزهایی هستند؟

مرحله آخر آبشار سپاس، بودن است. شبیه دریاچه آرامی است که در انتهای حرکت آبشار ایجاد می‌شود.

بودن در حوضچه اکنون، احساس سپاسگزاری را به ما می چشاند. آرامش بودن در احساس سپاس منجر به شادمانی درون می شود.

در این مرحله، نیاز به کار خاصی نیست. آبشار کار خودش را انجام داده و دریاچه آرام، حاصل فعالیت آبشار است. احساس سپاسگزاری و بودن در شما ایجاد شده است. از این احساس لذت ببرید. احساسی توأم با قدردانی، حیرت، شگفتی و آرامش. احساسی که انسان دوست دارد در برابر زندگی، کلاه غرور را از سر بردارد و سر تعظیم فرود آورد. نوعی احساس درونی که پر از شعف و شادی است. از اینکه زندگی به طرز شگفت انگیزی زیبایی دارد و کاذب نیست. کاملاً حقیقی است. نگاهش کردیم و دیدیم منظره سزاوار تماشاست.

بودن یعنی چیزی برای حسرت در گذشته وجود ندارد و چیزی برای ترس و دلواپسی در آینده. همه چیز اکنون است و چه خوب است زندگی کردنی که آبتنی کردن در حوضچه اکنون باشد.

در عمل چکار کنیم؟ به جنبه‌های مختلف زندگی توجه کنیم و آبشار سپاس را جاری کنیم. این مراحل وقتی به هم وصل می شوند جریانی دایمی از بودن در لحظه را خلق می‌کنند.

همچنین ببینید

همین الان تشکر کن

 همیشه فرصت مناسبی برای حسن­ جویی و تشکر از دیگران وجود دارد. وقتی موردی را …

یک نظر

  1. با سلام …بسیار عالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.